تبليغاتX
<پنجره اي به سوي تنهايي-><-پنجره-> <پنجره اي رو به سوي تنهايي">
 

براي هميشه.................

                  خداحافظ

+ play with keyboard ::play time:: 9:2  توسط مریم  | 

 

درشب کوچک من،افسوس

باد با برگ درختان میعادی دارد

در شب کوچک من ،دلهره ویرانیست

 

گوش کن وزش ظلمت رامیشنوی؟

من غریبانه به این خوشبختی مینگرم

من به نومیدی خود معتادم.

 

پشت این پنجره شب دارد میلرزد

وزمین باز میماند از چرخش

پشت این پنجره یک نا معلوم نگران من وتوست.

 

+ play with keyboard ::play time:: 13:35  توسط مریم  | 

 

در کوچه های تنهائی من هیچکس قدم نمیزند

وصدای هیچ محبتی شنیده نمی شود.........

+ play with keyboard ::play time:: 8:17  توسط مریم  | 

 

"افسوس

"من مرده ام

"وشب هنوز هم گوئی ادامه همان

                              شب بیهوده است"

+ play with keyboard ::play time:: 8:25  توسط مریم  | 

 

سال نو

      ورویش مجدد همه زیباییها

                                   مبارک، مبارک

 

پ.ن:تا ۱۵ روز دیگه .....میرم مرخصی.

 

+ play with keyboard ::play time:: 8:47  توسط مریم  | 

 

من نميخواستم آپ كنم يعني حسش نبود.....

اما دليل اومدنم فقط يه چيز بود:::اونم فقط وفقط هوورز بود...يكي از بهترين ومردترين كساني كه تو وب شناختم...

كسي كه آزادگي تو رگ وريشه اش جريان داشت...وفريادهاي آزادي خواهانه اش گوش عالم رو كرميكرد...وميخواست به آدمهاي غافل بفهمونه كه بيدار شيد تاكي مثل كبك سرتون زير برفه!!!

اما چه فايده بعضي آدمها احمقند وتحمل شنيدن زيباترين فرياد ها رو ندارند...

بهشون تسليت ميگم....""فرياد راعلامت ممنوع ميزنيد ! با جوجه هاي نشسته در آشيانه چه ميكنيد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟""

پ.ن:هوورز اميدوارم بيايي واينو بخوني.تو دوست خوبم هستي...ميدونم كه ساكت نمينشيني وبازم از نو شروع ميكني.منتظر اون روزم.

اين قالب هم گذاشتم به ياد weekly

+ play with keyboard ::play time:: 11:14  توسط مریم  | 

 

آقا جون میخوام برم....

میخوام کوچ کنم...

میخوام گم وگور شم......

میخوام بال در بیارم....

میخوام بزنم زیر همه چیز...

میخوام رسما اعلام کنم که تا اطلاع ثانوی مرده ام.........

پ.ن:: راستی راستی خل وچل شدم....به هیچکس هم مربوط نیست حتی به خودم....

+ play with keyboard ::play time:: 13:47  توسط مریم  | 

 

:::: پرواز را علامت ممنوع میزنید ــــــ

با جوجه های نشسته درآشیانه چه میکنید؟::::

:ـــ:از این همه خفقان تهوعم گرفته(..)

+ play with keyboard ::play time:: 12:59  توسط مریم  | 

 

در این زندگی هیچ چیز خوبی به معنای واقعی هرگز از دست نمیرود

ـ پاره ای از وجود شخص وشخصیت انسان میشود ـ

:میبینی؟ هرجا که میروم تورا به همراه دارم **همیشه ــ تا ابد **

 

پ.ن: از منجلاب تیره این دنیا           بانگ پر ازنیاز مرابشنو

+ play with keyboard ::play time:: 9:32  توسط مریم  | 

 

واین منم

زنی تنها

در آستانه فصلی سرد

در ابتدای درک هستی آلوده ی زمین

ویاس ساده وغمناک آسمان

ونا توانی این دستهای سیمانی

زمان گذشت

زمان گذشت وساعت چهار بار نواخت

امروز ! روز اول دیماه است

من راز فصلها را میدانم

وحرف لحظه ها رامیفهمم

نجات دهنده در گور خفته است

وخاک،خاک پذیرنده

اشارتیست به آرامش

زمان گذشت وساعت چهار بارنواخت.....

در کوچه باد میآید

در کوچه باد مبآید

ومن به جفت گیری گلها میاندیشم

به غنچه هایی با ساقهای لاغر کم خون

واین زمان خسته مسلول

ومن به جفت گیری گلها میاندیشم

در آستانه فصلی سرد

در محفل عزای آینه ها

واجتماع سوگوار تجربه های پریده رنگ

واین غروب بارور شده از دانش سکوت.

درکوچه باد میآید

کلاغهای منفرد انزوا در باغهای پیر کسالت میچرخند

ونردبام

چه ارتفاع حقیری دارد

ای یار،ای یگانه ترین یار

چه ابرهای سیاهی درانتظار روز میهمانی خورشیدند.

در کوچه باد میآید

این ابتدای ویرانیست!

آن روز هم که دستهای تو ویران شدند باد میآمد

ستاره های عزیز

ستاره های مقوایی عزیز

وقتی درآسمان،دروغ وزیدن میگیرد

دیگر چگونه میتوان به سوره های رسولان سرشکسته پناه آورد؟؟

ما مثل مرده های هزاران ساله به هم میرسیم

وآنگاه خورشید برتباهی اجساد ماقضاوت خواهد کرد.

من سردم است

من سردم است وانگار هیچگاه گرم نخواهم شد.......

پ.ن:زمستان هم آمد......

 

 

 

+ play with keyboard ::play time:: 9:4  توسط مریم  |